Kabul Secularism

Kabul Secularism Atheism

Kabul International Restaurant and Coffee shop

• The Kabul International Restaurant is a vision of modern and professional service ;one that is in line with international standards of restaurant and culinary industry ,and places customer satisfaction the mainstay of its services .

• It has been constant endeavor to ensure that the cuisine and the range of the dishes that we serve are diverse,

hygienically prepared and served at ambience of comfort and serenity

• Kabul Intentional commenced its activities in Kabul on 2013 , and since then , it has come to be known as one of the best names on the city restaurant and modern culinary scene

• The procurement of raw materials and groceries at Kabul International Restaurant & coffee shop takes place under keen supervision of the Management, within expiry date.

• The cuisine served at the Kabul International restaurant is prepared by highly educated and experienced chefs who strive to make sure that dinning at Kabul International Restaurant always remains a memorable experience.

• The following principles adopted by the management of Restaurant services ,activities and working culture at Kabul International Restaurant

• Strict compliance with the rules and regulation set by the ministry of public health
• Commitment to providing services According to the needs and wishes of customers –Respecting and preserving their rights.
• Commitment to train a new generation of culinary professional
• Continuous improvements of Quality and diversity of the cuisine menu
• We would like to show you our ability and experience through our internationally trained management in culinary profession

در پس اندیشه هایت فرمانروایی بزرگ ایستاده است !متصور شدن جامعه بدون وجودت را در هیچ اندیشه ای نمیتوان امکان بخشید .جامعه...
08/03/2016

در پس اندیشه هایت فرمانروایی بزرگ ایستاده است !

متصور شدن جامعه بدون وجودت را در هیچ اندیشه ای نمیتوان امکان بخشید .
جامعه ای سراسر از پوچی و لودگی و بی معنایی و زندگی در عصر غار نشینی را میتوان تا به حال دستاورد آدمی حساب کرد ، وقتی وجودت را به فراموشی می سپاردن .
ولی اما این تفکر غیر ممکن بود، تفکری که به حذف تو بی اندیشد و وجودت را ناقص ترین و پر تشنج ترین چالش آدمی به شمار بیاورند.
چه بر سر جامعه می آمد ، اگر مفهوم زن همان مفهوم کهن و بی ارزش باقی می ماند و معترضی برای دادخواهی حق خویش ، جامعه ای را به خود جلب نمی کرد؟ آیا میتوان تمام دستاورد آدمی و پیشرفت انسانی را متأثر از وجود تو نپنداشت . مگر ممکن بود بدون تو انسان به فضا برود حتی اگر راه تکثر بشری شکلی دیگری می داشت ؟ نه هیچ چیز ممکن نبود اگر تو وجود نداشتی ، میتوان به وضوح شاهکار آفریننده را در وجودت دید . بدون تو جامعه ناقص خواهد بود و پیرامونش به هیچ انگاری ختم می شد و هیچ دستاوردی برای بشریت به ارمغان نمیامد، هیچ تلاشی برای بقا صورت نمی گرفت و هیچ امیدی سرنوشت بشر را تعیین نمیکرد ، هیچ جنگی در نمی گرفت و هیچ صلحی در میان نمی آمد .
واقعا فلسفه انسانی چقدر محدود و زشت می شد اگر تو نبودی . اگر نبودی آیا کسی به عبادت خدایی می پرداخت ؟ اگر نبودی آیا میشد مفهوم انسان را کشف کرد ؟ بدون تو هیچ چیز معنا نداشت و انسان در همان عصر منزوی غار می شد و من هم در باره ارزش تو نمی نوشتم و در همان غار به شکار و سیر کردن شکمم فکر میکردم ...
تو به تمام مفاهیم معنا بخشیدی و انسان را به فراتر از آنچه که متصور می شد رساندی ، اما تا به حال کسی مفهوم وجود تو را آنطور که باید درک نکرده است .
وجودت خجسته باد ، روزت خجسته باد ...

انسان با نوای موسیقی به رقص برمی خیزد.‌رقص را بدونِ صدا نمی‌توان متصور شد. ریتم، رقصاننده است. رقص به نوایِ سازی یا آواز...
06/03/2016

انسان با نوای موسیقی به رقص برمی خیزد.

رقص را بدونِ صدا نمی‌توان متصور شد. ریتم، رقصاننده است. رقص به نوایِ سازی یا آوازی، شکل می‌گیرد. اگر همین رقص را بی صدا به تماشا بروی ، ذهنِ شما آن را ناقص در می یابد و گوشِ شما به دنبال آوا و ریتمی میگردد که به رقص معنا ببخشد .
حتا ممکن است نا خودآگاه صدای از دهنِ شما خارج شود و یا انگشتان دست، خود را هماهنگ با حرکت های رقاص میکنند تا جای خالی رقصنده و کمبودی رقاص را جبران کنند.

‌هر آوای در گوش آدمی رقصانند است و انسان را به رقصیدن فرا میخواند و ما به دنبال تولید صدای هستیم که با رقصیدن به تجربه پرواز نیز دست یابیم. انسان، با نوایِ موسیقی به رقص برمی‌خیزد. او به آسمان، چشم دارد و دلش پرواز می‌خواهد و رقص برایِ او چیزی همانند پرواز است. این که با ابزارهای غیرطبیعی می‌تواند بلندتر از همه‌یِ پرندگان بپرد، جنونِ ربایندگی‌اش را فرو نمی‌نشانَد. او پروازِی طبیعی و در دسترس می‌خواهد. و رقص به او این امکان را می‌دهد که احساسی نزدیک به پرواز را بیازماید.

23/01/2016

It is not the time to know who created the world, but to know who is destroying it.

This very same world ‘earth’ killed my ancestors to cause my existence.
This very same world buried my ancestors like sowing to reap well.
But no one cared for this earth to make it a better place for children and the next generations or at the very least to avoid destroying the earth mainly by supernatural beliefs and metaphysical imaginative thinking, because my future and those still to be born, live and exist is inevitable here in this earth.

This very world and the livings have no value to God, but His contempt. With such a thought that earth and its livings are worthless compare to the life and world after dead, I am placed here in a perpetual hatred towards this world as a child to grow and life for the hope of promised eternal life in another world. My ancestors did not make this world, our only dusty home a better place for their children and no thought has been given to this life for the fear that they might provoke god’s anger by loving temporal life instead of the eternal one.

As a consequence, we are ready to slash each other’s throat and live in a perpetual destruction of our world with our ever-red hands in order to arrive in the eternal and worthy world of unknown. Hence, for God give them things in paradise which are actually easily possible here in earth.

For how long do we have to lough at this ugly belief and deride this belief as pathetic in order to show how ridiculous this belief is???

I must say to those who are mocking and laughing at God, that at the very least they have little faith since they quietly complain and talks behind His back, but I am more atheist than those who simply ridicule God.

or you could say instead: (I am an atheist of more than ridiculing God)

Thanks ( Siddiq Wali) for translation..

23/01/2016
 #28  #اسد  #استقلالبین استقلال و دموکراسی پیوند نا گسستنی و قرابت های مفهومی وعلمی غیر قابل تردیدی وجود دارد ، که میتوا...
20/08/2015

#28 #اسد #استقلال
بین استقلال و دموکراسی پیوند نا گسستنی و قرابت های مفهومی وعلمی غیر قابل تردیدی وجود دارد ، که میتوان گفت دموکراسی و استقلال در مفهوم حاکمیت به هم می پیوندند.
استقلال عمدآ در بعد خارجی حاکمیت و دموکراسی در بعد داخلی حاکمیت مورد برسی قرار میگیرد ، از این رو (دموکراسی) مبتنی بر تجلی آزاد اراده مردم در تعیین نظام سیاسی، فرهنگی،اقتصادی، اجتماعی و مشارکت کامل مردم در تمام ابعاد زندگیشان میباشد که همین مشارکت موجب تقویت استقلال کشور شده و استقلال کشور موجب گسترش دموکراسی در یک کشور میگردد.
(استقلال )بیانگر عزم و اراده ملی برای جلوگیری از مداخله خارجیان در امورات زندگی یک ملت است. برای انسان چه در شکل فرد و چه یک ملت ، به معنای آزاد بودن از سلطه و اسارت تحمیلی فرد یا گروه و یا ملتی دیگر است، زیر سلطه اجباری دیگری بودن و بر سرنوشت خویش حاکم نبودن نوعی بردگی است . برای انسان و یا ملت اسیر ، فرقی نمی کند که سلطه چشم آبی باشد یا سیاه چشم، پوستش سیاه ، زرد و یا سفید باشد، هموطن او باشد یا بيگانه. به زبان ساده تر چنین فرد یا ملتی با هیچ معیاری استقلال ندارد .
(دموکراسی)و (استقلال) در افغانستان بیشتر به عنوان واژه و برای آراستن سخنرانی به کار گرفته شده است و در عمل مفهومی برعکس داشته . در افغانستان نه تنها برای حفظ استقلال تلاشی صورت نگرفته بلکه برای جلوگیری از ترویج دموکراسی و ترس از دست دادن قدرت یک عده اسلامگرایان باعث منهدم شدن این غنیمت ملی شده است ، از نود سال به این سو استقلال فقط شکل ناسیونالیستی داشته است و تجلیل روز استقلال صرفآ جهت به خاطر سپردن این روز در تاریخ، صورت گرفته است.
در انتها میتوان گفت افغانستان هیچ گاه به معنی واقعی کلمه استقلال دست نیافته است و نباید این واژه را از این بیشتر به بازی گرفت.

Toofan Sami Nazari

دیگر ماتم هایم مات شده اند!انقدر ماتم گرفتم که دیگر بی حس شده ام ...زمانی که در نزدیکیت یک بمب منفجر میشود زمان متوقف می...
08/08/2015

دیگر ماتم هایم مات شده اند!
انقدر ماتم گرفتم که دیگر بی حس شده ام ...

زمانی که در نزدیکیت یک بمب منفجر میشود زمان متوقف میشود دیگر هیچ چیز را نمیشنوی و هیچ کسی را نمیبینی جز صدای نفس نفس کشیدن خود را جز دردی که ناشی از جراحت بمب حاصل شده است را حس میکنی و بس اما این حس هم محدود به مقدار خونی که در بدنت است میباشد . دیگر هیچ چیز و هیچ کس برایت ارزش ندارد آنقدر در خونِ جسم بی حرکت و بی حس خود غرق میشوی که همین غرق شدن مجرایی تنفسی تورا میبندد و برای همیشه زمان برایت متوقف میشود . درد دارد برادر میدانم ، میدانم خواهرم دردی که شدید تر از دوران قاعده گی توست ، دردی که با هیچ دردی قابل قیاس نیست .دردی که سالهاست در وجود ما ریشه دوانده است که گویی فکر ریشه کن کردن این درد در ذهن هیچ رهبری خطور نمیکند . رهبرانی که مانند لاشخوار از گوشت و خون مردم تغذیه میکنند.
مردمی را که سالهاست در محدوده ی تفکری قرار داده اند و سالهاست در وجود خود بیگانه اند که حتی نمیتوانند خواست وجودی خود را با خود در میان بگذارند ! نمیتوان به راه راست بشارت داد .
۱۴۰۰ سال میشود که فرصت مطالعه کردن را از مردم گرفته اند و به جای آن تجربه کردن تاریخ را داده اند ، این جماعت سالهاست عصر قرون وسطا را تجربه میکنند ولی تفاوت فاحشی میان عصرها وجود دارد تفاوت در آن است که قرون وسطا میدانستند برای چه چیزی میجنگند اما عصر حال نمیدانند برای چه کشته میشوند .
این نیز بگذرد یک عده کشته میشوند و یک عده قهرمان ولی یادمان باشد که ختم کشته شدن بی دلیل در گروه سکولار شدن آن کشور است ، آنگاه حداقل میدانید که برای چه کشته میشوید.
کشوری که در عصر حال زندگی میکند نباید تفکر قرون وسطای داشته باشد...

Toofan Sami Nazari

نقل قول از چارلی چاپلین بزرگ:اگر شما در اسرائیل به دنیا می آمدید به احتمال زیاد یهودی میشدید.اگر در عربستان متولد میشدید...
14/07/2015

نقل قول از چارلی چاپلین بزرگ:

اگر شما در اسرائیل به دنیا می آمدید به احتمال زیاد یهودی میشدید.

اگر در عربستان متولد میشدید قطعآ مسلمان میشدید.

اگر در اروپا به دنیا می آمدید احتمالا مسیحی و اگر در جاپان به دنیا می آمدید شینتو میشدید.

پس با این حساب دین پدیده ایست که جغرافیا برای شما تعیین میکند ،
آنچه مهم است انسانیت است که به جغرافیای زمان و مکان محدود نیست .
انسانهای که قلب بزرگ دارند ، شعور بیشتری دارند و مهربانتر هستند .
بیائید خود را با اهرم اندازه گیری انسانیت بسنجیم ، خود را خارج از هر عقاید دینی با معیارهای انسانیت عیار سازیم...

03/07/2015

تمام ترست در تو خلاصه میشود
در یک تن
در یک حس
و این هراس به دیگران سرایت نمیکند
زیرا ترست آنقدر بزرگ نیست که همه گیر شود
پس ترست را حقیر بشمار........
Admin..

11/04/2015

پیامد وحشتناک «برابری» سر انجام هر کس باور دارد که حق پرداختن به هر موضوعی را داراست.
بسیار شنیده ایم این موعظه مدرن را: هر کس هر چی دلش خواست میتواند بکند یا بگوید ، تا حدی که زیان به دیگران نرساند.
این موعظه گران پیداست که فرد را عنصری جدا از کل می انگارند و نمیدانند که جامعه چگونه شکل میگیرد . مگر میشود گفتار و کردار افراد فقط به خودشان مربوط باشد و اثری بر پیرامون ایشان بر جای نگذارد .
آیا زیان رساندن فقط این است که فرد را شکنجه کنیم و یا پولش را دزدی؟ آیا بلاهای که پنهان و پیوسته بر سر فرهنگ می آوریم اهمیتی ندارد؟ آیا این مهم نیست که تک تک افراد یک جامعه دهن بگشایند و در هر زمینه ای ابراز نظر کنند ؟ آیا سخن را بدین اندازه بی ارزش میشماریم و هر یاوه سرایی را به نام آزادی بیان می پذیریم و به هر بی خردی میدان میدهیم تا درباره چیزی که نمیداند اظهار نظر کند؟!
به گفته فردوسی : سخن را چنین خوارمایه مدار!
همین سخن است که باورها و ارزش های مارا میسازد، وقتی چیزی را به زبان می آوریم ناخود آگاه زمینه را برای شدن آن فراهم میکنیم . با گفتن چیز آن چیز از تو بالا میرود و بر تو چیره میشود . بیهوده نیست که نیچه میگوید: این نتیجه را همانا من گرفتم ولی اکنون او مرا گرفته است. پس چنین نیست که هر کس هر چیزی که دلشخواست بگوید و هیچ اتفاقی نیافتد.
در همین فیس بوک میلیونها کاربر هر چی بخواهند میگویند و ظاهراً هیچ زیانی به یکدیگر نمیرسانند. هر کس آزاد است در رویا رویی با هر مسئله ای هر واکنشی که خواست نشان بدهد ، حرف که مهم نیست، کلمات که کاری نمیکنند .این است انگاره ای این مردم!؛ بر عکس این پندار ، تباهی بزرگ و دهشتناک هیولاوار در زیر پوست این بدنه در حال رشد است. سطحی گری و ساده انگاری بیداد میکند ، در مقابل هیچ پدیده ای دیگر نه حرمتی میتوان دید و نه جدیتی. هر پرده ای را دریدن و به هر چیز سرک کشیدن ، همه چیز را کوچک شمردن و به همه چیز لگد کوفتن ، جامه ای لودگی بر قامت نادانی خود پوشاندن و از هر ارزشی طنز ساختن ،
این است فضیلت انسان مدرن!؟؟

آنچه در میان این غوغا نیست همانا «تخصص» است! حق اظهار نظر به چیز امکان رویکرد متخصصانه را کاهش میدهد‌.
اظهار نظر های همگانی عرصه را چنان تنگ میسازد که نظر یک صائب نظر گم و ناشنیده میماند. آیا در یک همایش علمی این درست است که به نام آزادی بیان به هر بیسوادی (فقط با این شرط که فحاشی نکند ) میدان بدهیم تا هر چه دلش خواست بگوید و به هر چیزی توهین کند؟
میخواهم بدانم چه چیزی به یک همایش ارزش و اعتبار میبخشد! سالون زیبا و مجلل با تزئین طلا یا موضوع مورد بحث؟
اگر موضوعیت گفتگو را اصل میدانید ، پس همچنان باید بدانید که برخورد ما باید در هر جایگاهی متناسب با موضوعیت آن باشد.
فیس بوک هم حریم دارد واین حریم بستگی به مادارد که چه موضوعی را مورد بحث قرار دهیم. چه نادان اند کاربرانی که در هیچ صفحه ای از فیس بوک حریم و حرمت نمیشناسند ، هر صفحه ای را که بتوانند با کلیکی بگشایند جولانگاه پراکنده گویی های خود میشمارند! از هر دری که دربان نداشته باشد میگذرند و خود نمیتوانند حد گذار خویشتن باشند ! چرا اینگونه است؟
امروز روزگار غوغاست و غوغا چنین چشمک میزند! ما همه « برابریم» انسان ، انسان است ! هیچ فراتر و فروتری وجود ندارد پس همه حق پرداختن به هر موضوعی را دارند.
این است پیامد «برابری» که دیگر هیچ چیز در جای خود نیست . در پیرامون هر پدیده ای چنان هیاهویی از بی معنایی بر پاست که نظر متخصص گم و ناشنیده میماند.
همه در برخورد به هر مسأله ای هر آنچیزی که در یک ثانیه به ذهنشان خطور میکند در شبکه های اجتماعی منتشر میکنند ، این همه سخنان بیهوده ای که مردم به خورد هم میدهند . این حجم عظیم جهالتی که رسانه ها تولید میکنند اثر ویرانگرش هزاران بار زیانبارتر از بلاهای چشمگیریست که چاقو و تفنگ میتواند بر سر یک ملت بیاورد و این دو اصلا قابل قیاس باهم نیستند.
پرداختن به هر چیزی بدون دانش و شایستگی چه درباره علم باشد و چه درباره فلسفه و سیاست به زیان همگان تمام میشود. زیانکاری تنها این نیست که دکتر نباشی ولی به جای دکتر به مردم نسخه بدهی ، کسی که بدون علم و دانش در زمینه های علمی ، فلسفی ، هنری و سیاسی اظهار نظر میکند بیشتر از یک دکتر بیسواد به ساختار جامعه آسیب میزند.
علم و تخصص ما باید به ما حق ورود به موضوعی را بدهد نه آرمان بی در و پیکر به نام آزادی بیان و حقوق تساوی افراد!
وقتی که میلیونها تن به خود اجازه میدهند تا در مورد تمام جهان هستی به داوری بنشینند و حرف خودشان را بزنند ، دیگر هیچ ارزش و حرمت و تقدسی برای هیچ چیز برجا نمیماند . دیگر دانش و مهارتی نمیماند . وقتی همه دهان شده باشند دیگر گوشی برای شنیدن نمیماند . در یک کلام: وقتی همه به هر موضوعی بپردازند در حقیقت هیچ کس به هیچ موضوعی نپرداخته است ، یعنی اینکه هیچ موضوعی در کار نیست!...

03/04/2015

فرخنده!

یک روز، که تاریخش اصلا مهم نیست
در یک چهارراه، که آدرسش اهمیتی ندارد
یک دختر، که اسمش را کاری نداریم
به زیارتی رسید
و ایستاد..
و منتظر ماند...
و نرفت
مردانی، که به سطح تحصیلاتشان توجه نداریم
از کنار دختر، که لباسش در قصه ما نقشی ندارد
به خیابانی، که تعداد موتر هایش را در نظر نمیگیریم
وارد می شدند
و پولیس بود
و ترافیک بود
و کسی نمی ایستاد
یک انگشت توهین آمیز
چند سنگ بزرگ
چند لگد
چند لیتر تیل
چند صد کلمه‌ی تحقیر کننده
یک شعله آتش!
با پیکر دختر برخورد کرد
و میهنی، که اسمش را نمی بریم
مردمی، که نامهایشان را فراموش می کنیم
دینی، که نقشش را در این حادثه از یاد نمی بریم

به زندگی دخترک پایان داد...

فرخنده !شرمنده ام از اینکه باتو چنین شد ، تو مردترین زن این مملکت بودی و در خاطره ها زنده خواهی ماند ! شرمنده از اینکه ا...
20/03/2015

فرخنده !
شرمنده ام از اینکه باتو چنین شد ، تو مردترین زن این مملکت بودی و در خاطره ها زنده خواهی ماند ! شرمنده از اینکه اسم خود را مرد گذاشته ایم !
تو با اینگونه رفتنت ثابت کردی که این کشور یک مرد داشت و او تو بودی ،
این جنایت فراموش میشود از ذهن حکومت ولی از ذهن ما هرگز فراموش نخواهد شد ، اسم تو در کوچه و پس کوچه ها تکثیر میشود ! تو سر بالا رفتی و ما روی سیاه تر از همیشه در گوشه ای انزوا کرده ایم ولی اما این انزوا ادامه نخواهد یافت و بدان راه تو مقدس ترین راهی است که انسان را به معنویت میرساند . بدان که دیگر نفس کشیدن در هوای که تورا سوزاندن برایم اعذاب آور و همین اعذاب از صدبار سوختن بدتر است.
اما دیدی که چطور از وجودت وحشت کرده بودند ، دیدی که چطور برای حفظ خود تورا نابود کردند ، دیدی که چطور از سالم گذاشتن جسد تو خوف داشتن حتی ترسیدن که مباد جسد تو نابودشان کند..
ولی ما جزئی از جسد تو هستیم و ما نخواهیم فراموش کرد ، راه تو ادامه خواهد داشت و تا زمانی که نفس میکشم از تو به عنوان قهرمان یادخواهم کرد ..
قسم به اسمت که تو راهی را شروع کردی و ما ادامه خواهیم داد،
تو جلدی را حریق کردی و ما جلدها را خواهیم کرد ...

تو میسوزی و ما میسازیم ...ننگ بر ما!جنایت دیگری از اسلامگرایان وحشی..واژه ای برای شرح این جنایت وجود ندارد ، با چه قیاس ...
20/03/2015

تو میسوزی و ما میسازیم ...
ننگ بر ما!
جنایت دیگری از اسلامگرایان وحشی..
واژه ای برای شرح این جنایت وجود ندارد ، با چه قیاس میتوان کرد با چه توجیه باید کرد ؟
وحشت عجیبی دیروز در مرکز این کشور اتفاق افتاد ، این یک صحنه در ژانر وحشتِ یک فیلم ترسناک نیست این حقیقت این مردم است.
سوزاندن یک بانوی که به بیماری اختلال روانی دچار بود در قلب کابل با حضور پلیس.
بلی دین عامل این حرکت وحشیانه و بی بدیع است ، لحظه ای که دین از انسان یک موجود کاملا وحشی میسازد و نمیتواند احساسات خود را کنترول کند .
دیگر امیدی برای انسانیت نیست دیگز نمیتوان انسانیت را نجات داد تا این دین پا برجا باشد .
بلی انسانیت در معرض خطر قرار دارد ..
انسانیت را فروختن این مردم ..
این دین را خواهم سوزاند .......

Address

One Block East Of Torabaz Khan Square-by Pierre Cardin
Kabul
0093

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Kabul Secularism posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Restaurant

Send a message to Kabul Secularism:

Share